عقاید یک بانو

آن یار کزو خانه ی ما جای پری بود................. ......... سر تا قدمش چون پری از عیب بری بود ............................

اجنبی اومد


داریم اسباب کشی می کنیم.
از این به بعد با آدرس monalisa.blog.ir در خدمتیم.
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
بانو ...

کرکره رو بکشید!

داریم میبندیم! بانو رو داریم میفرسیم اندرونی, بره مطبخ به کار و زندگی اش برسه

.

این قاب رو اجاره دادیم به اجنبی! والا

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بانو ...

شاید بیخود میگه!؟

یه حسی بهم میگه اسم وبلاگ رو عوض کنم

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
بانو ...

نون حلال و مخلفات


وقتی از در خونه میرم بیرون هوا تاریکه و مترو خلوت, وقتی بر میگردم خونه هم هوا تاریکی ولی مترو جای سوزن انداختن نیست
.
بعضی وقت ها دوست دارم ساعت ها بشینم توی مترو و به گذر مردم نگاه کنم, داستان هایی که رد میشن و میرن.
.
بعضی آدم ها خیلی دوست داشتنی به نظر میرسن, حالا خوبه به نظر میرسن, وای به حال بقیه!
.
هر وقت احساس بدبختی و بیچارگی کردید برید ضلع جنوبی بیمارستان امام خمینی به چادر هایی که مردم زدن و هفته هاست توش زندگی می کنن یه سر بزنید
.
۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بانو ...

با دو روز دیر کرد!

عیدتون با تاخیر مبارک باشه
.
روز عید با یکی از دوستان راهی تجریش شدیم و امامزاده صالح, یه جعبه شیرین هم گرفته بودیم که در عرض سه ثانیه بعد از باز شدن درب جعبه, ناپدید شد. یکی از لذت هایی که در بازار تجریش هست فقط و فقط دیدن این همه رنگ در کنار هم و در یک قاب, ولی اعتقاد دارم این میوه ها با این قیمت اصلا خوردنش درست نیست, اصلا!

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بانو ...

آینه بدم خدمتتون!

خانم محترم، هرچی کلمات زشته تو مترو به زبون میاره، بلند بلند حرف میزنه، بعد تازه به دوستش میگه بعضی افراد خیلی بی فرهنگن، باید شعور داشت، چی میتونه آدم به این خانم بگه؟! 

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
بانو ...

سبزک گردالی :/


تقریبا میشه گفت همه گوجه سبز دوست دارن, اما من این وسط جزو استثنا ها هستم, به هیچ عنوان و به هیچ شکل این گردالی های کوچیک رو دوست ندارم, اصل ماجرا اینه که اصلا ترشیجات دوست ندارم, چه لواشک باشه چه غره قوروت( اگه درست نوشته باشم) ...از همین جا از جامعه ی نوامیس به دلیل کوتاهی در دوست داشتن ترشیجات عذرخواهی می کنم
حالا از اونجایی که ما( خانوادگی ) به خوردن گوجه سبز علاقه ی چندانی نداریم, چندین درخت گوجه داریم که به میزان قابل توجهی هم بار میده, حالا ما موندیم و این گردال های سبز که نمیدونیم باهاشون چیکار کنیم :/
۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بانو ...

اندر مصائب بیکاری

هیچ وقت فکر نمی کردم بیکاری و داشتن این همه وقت خالی من رو به ستوه بیاره , از بیکاری خسته شدن احتمالا یکی از بیماری های نادر محسوب میشه و من باید به زودی به دکتر مراجعه کنم؟؟؟ 
باید مقداری آب بریزم تو هاون و بکوبم, والا!!!
۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بانو ...

دغدغه های گل گلی!

امسال متاسفانه نرفتم نمایشگاه کتاب, درگیر کنکور بودم و روزهای آخر دست و پا زدن برای خوندن, راستش اصلا حوصله ی شلوغی و ملت بیکار رو نداشتم, ترجیح دادم بعدا سر فرصت و خرد خرد کتاب بخرم.

از اونجایی که تابستون برای من چند وقتی هست شروع شده, شروع کردم به خوندن, اولین تماس تلفنی از بهشت داستان جالبی داره که هنوز نمی دونم به داستان اعتماد کنم یا که مشکوک باشم به ماجرا, خلاصه بخونید ضرر نمیکنید.

شروع کردن یه پروژه ی گل گلی دیگه هم این روزها شده تمام دغدغه ی من, خداکنه همیشه دغدغه های آدم همینطوری باشه

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
بانو ...

کار هر مرد نیست خرمن کوفتن، فقط کفش آهنی نیازه!

از قدیم گفتن برای پیدا کردن کار باید کفش آهنی به پا کرد، حالا شما آدرس اولین کفش آهنی فروشی رو بدید بریم بخریم که میخوایم شروع کنیم به دنبال کار گشتن
دیروز یه جا رفتم برای کار، اونقدر در فضائل بیمارستان و خدمه دیدم که تصمیم گرفتم، کار هم که داشته باشن من دیگه در بند کار نباشم، والا
۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بانو ...

معلم بودن یا نبودن، مسئله اصلا این نیست!

همه ی ما تو بچگی،مخصوصا وقتی کلاس اول بودیم، دلمون میخواست معلم بشیم، این رویا برای بعضی ها تا امروز ادامه پیدا کرد و امروز اونا خانم معلم و آقای معلم شدن،  برای بعضی ها مثل من هم دیدن بعضی معلم ها کافی بود تا با خودم عهد کنم معلم نشم :|

پ.ن: دارم تلاش میکنم آماده بشم برای TTC، بالاخره تدریس زبون اجنبی چیز دیگه است

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بانو ...

لطفا بی فرهنگ باشیم!

تو این دوره و زمونه که تعداد لایک ها و فالوور ها و کامنت ها میزان شعور و فرهنگ رو مشخص میکنه، ترجیح میدم بیشعورترین و بی فرهنگ ترین آدم باشم، تا اینکه بخوام توجه گدایی کنم!

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۲
بانو ...